على محمدى خراسانى

68

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

توصّلى ، نه تعبّدى . و طبق بيان شما ، ما كارى به واقع نداريم و مستقلّاً در عبادت چنين احتياطى ، مطلوب و داراى ثواب است ؛ چه ما را به واقع برساند و چه نرساند و اين از بحث اجنبى است . جملهء « و العقل لا ستيقّل . . . » دنبالهء ايراد اوّل است كه همانجا ذكر شد . قوله : نعم لو كان هناك : تنها در يك فرض پيشنهاد شيخ را مىپذيريم و آن اين‌كه اگر دليل خاصّى قائم شد بر اين‌كه در عبادات بايد احتياط كنيد اين به حكم دلالت اقتضاء « 1 » كاشف از امكان احتياط در عبادت است ، و گرنه صدور اين خطاب ، لغو و باطل بود و از حكيم صادر نمىشد . آنگاه وقتى محاسبه مىكنيم مىبينيم به اين نحو كه قصد امتثال هم بيايد ، امكان ندارد و همان اشكال معروف را دارد . ناگزير به طريق شيخ متوسّل مىشويم و مىگوييم منظور مولى از احتياط در عبادت ، انجام ذات‌العمل است ، ولى چنين خطابى نداريم تا راه حلّ شيخ را بر آن منطبق كنيم . تازه با وجود چنين دليل خاص هم ، كه طريق شيخ را قبول كرديم ، از باب مماشات است ، يعنى بنا بر اين‌كه قبول كنيم احتياط تامّ و به معناى حقيقى كلمه در عبادات ممكن نيست نوبت به آن راه مىرسد ؛ و گرنه در طريق چهارم ثابت مىكنيم كه احتياط تامّ ميسور است و نوبت به اين راه نمىرسد . 3 . ايراد سوم اين است كه جناب شيخ اعظم به اشكال پاسخ نداده و آن را دفع نكرده است ، بلكه در حقيقت تسليم اشكال شد ؛ زيرا مستشكل مىگفت احتياط در عبادت به اين معنا - كه عمل را با قصد قربت بياوريم - محذور دارد و ممكن نيست و مرحوم شيخ ثابت نكرد كه چنين چيزى ممكن است ، بلكه فرمود احتياط در عبادات به اين است كه ذات عمل را بدون قصد قربت بياوريم . پس وى تسليم شد كه با قصد قربت آوردن ، محذور دارد . « و هو كماترى » ، يعنى اين تسليم جا ندارد و اشكال فوق داراى پاسخ است . [ الجواب الصحيح عن الإشكال المذكور ] قلت لا يخفى أن منشأ الإشكال هو تخيل كون القربة المعتبرة فى العبادة مثل سائر الشروط المعتبرة فيها مما يتعلق بها الأمر المتعلق بها فيشكل جريانه حينئذ لعدم التمكّن من قصد القربة المعتبر فيها و قد عرفت أنه فاسد و إنما اعتبر قصد القربة فيها عقلا لأجل أن الغرض منها لا يكاد يحصل بدونه . و عليه كان جريان الاحتياط فيه به مكان من الإمكان ضرورة التمكّن من الإتيان بما احتمل وجوبه بتمامه و كماله غاية الأمر أنه لا بد أن يؤتى به على نحو لو كان مأمورا به لكان مقربا بأن يؤتى به بداعى احتمال الأمر أو احتمال كونه محبوبا له تعالى فيقع حينئذ على تقدير الأمر به امتثالا لأمره تعالى و على تقدير عدمه انقيادا لجنابه تبارك و تعالى و يستحق الثواب على كلّ حال إما على الطاعة أو الانقياد . طريق چهارم : اين طريق از مرحوم آخوند است . ايشان مىفرمايد ريشهء تمام اشكال در اين

--> ( 1 ) . صحت يا صدق كلام متوقّف بر آن است .